محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

401

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

2 آلفونسو به سموره نزد خواهر خود اوراكا رفت . در آنجا اشراف و اسقفان از ليون و جليقيه آمدند . آلفونسو در پى يافتن وسايلى بود تا بىهيچ صعوبتى بر تخت پادشاهى قشتاله فرارود . بيشتر اشراف و اكثر مردم قتل سانچو را به اوراكا نسبت مىدادند و مىپنداشتند در اين اقدام ، آلفونسو را الهام داده است ؛ از اين‌رو چون آلفونسو به برغش رسيد و اشراف مملكت و بزرگان نزد او آمدند ، خواستند سوگند بخورد كه به هيچ روى در قتل برادرش سانچو دست نداشته است . آلفونسو گفت كه سوگند خواهد خورد ؛ اما هنگامى كه همه در كليسا جمع شدند تا مراسم سوگند اجرا شود هيچ‌يك از اشراف جرأت نكرد كه متصدى سوگند دادن شاه شود . در اين هنگام سوار سلحشور رودريگو دياث ( بعدها السيد ) سردار لشكر برادرش سانچو و مستشار او پاى پيش نهاد و خود سوگند دادن آلفونسو را به عهده گرفت . چون آلفونسو سوگند خورد رودريگو افزود كه از خدا مىخواهم كه اگر آلفونسو دروغ مىگويد خائنى را بر او مسلط كند تا بكشدش همچنانكه برادرش سانچو را كشت . اين جسارت السيد در دل آلفونسو اثرى نازدودنى داشت ؛ زيرا از آن پس هرگز دلش با اين سوار سلحشور صافى نشد و ميان آن دو روابط صميمانه برقرار نگرديد . « 7 » بدين‌گونه آلفونسو پادشاهى قشتاله يافت چنان كه پيش از اين پادشاه ليون و جليقيه بود ( دسامبر سال 1072 م ) و مملكت بزرگ اسپانياى مسيحى بار ديگر همان‌گونه كه در عهد فرناندو بود به وحدت خويش رسيد . هنوز زمانى نگذشته بود كه برادرش گارسيا پادشاه پيشين جليقيه از تبعيدگاه خود در اشبيليه بازگرديد به اين اميد كه به تخت شاهى خويش بازگردد . آلفونسو به رهنمود خواهر مكارش اوراكا او را به ديدار خويش فراخواند ، ولى چون به مكان ملاقات رسيد ناگهان او را گرفت و به زندان دژ لونا فرستاد . اين واقعه در فوريهء سال 1073 م اتفاق افتاد . گارسيا تا سال 1090 م كه وفات كرد

--> ( 7 ) . . 891 - 391 . p , . dibI : ladiP . M . R ; 404 . p , II . V , . dibI : etneufaL . M